رهبرا، من مصطفایی دیگرم فرمان بده...



بار الهی جرات ما را سر و سامان بده

انقلابا مشق هشیاری به فرزندان بده

قهرمانا در دل میدان به ما جولان بده

رهبرا من مصطفایی دیگرم فرمان بده

دانلود صوتی

دانلود تصویری


شعر کامل در ادامه مطلب


پ.ن:

کمپین نخبگانی دانشجویان تحصیلات تکمیلی هسته ای کشور

کامینک سون....


بعدن نوشت:

با سلام

بنابر بر سفارش مکرر بعضی از دوستان قرار شد تعدادی از برنامه های حقیر اینجا اطلاع رسانی بشه که اگر دوستان نیاز داشتند ما در خدمتشون باشیم. لذا برنامه های فیکس شده فعلا اینجوریه(احتمال تغییر تو این لیست و زمانبندی زیاده):

پنجشنبه یک اسفند صبح دانشگاه نجف آباد

پنج شنبه عصر دانشگاه نجف آباد

پنج شنبه بعد از نماز مغرب و عشا هیئت دانشجویی دانش آموزی عترت

جمعه دو اسفند صبح جلسه با مسئولین بسیج دانشجویی استان

چهارشنبه هفت اسفند جلسه متاهلین عترت

پنج شنبه هشت اسفند خمینی شهر اصفهان

چهارشنبه چهارده اسفند دانشگاه اراک به صرف مناظره!


یاعلی

ادامه نوشته

جنگ شهری

مژده امیر!

تیرهایمان موثر افتاد. جماعت در حال هزیمتند...


عبید الله ابن زیاد:

(با خنده) ادامه بدهید بن هُرَیث... ادامه بدهید...


در جنگ شهری نیمی از لشکریان زنانند.

برد با کسی است که بتواند زنان  را روانه ی میدان کند...*



*دیالوگی از مختار نامه


پ.ن:

این بار هم

در جنگ شهری شکست خوردیم

وقتی زن ها به میدانِ خیابان ها آمدند!


+

تخسیر شوهرا  و پدراشون هم هست

(اونی که الان تو ذهنتون هست رو قبول دارم!)

++

تصویر رو کوچیک کردیم که اشاعه فحشا نباشه

شمام بی زحمت این هارو تو خیابون کوچیک کنین تا اشاعه فحشا نباشه.

چجوری؟

آقایون:نگاشون نکنید تا چشاشون در آد!

خانما: با حجاب خوب و رفتار خوبتر بهشون بفهمونین که با حجاب بودن چه طعمی داره.

این بیچاره ها بعضا نمیدونم چادر چقدر خوش طعمه(اصطلاح یکی از دوستان)

  شاید مُردَم حواسم نیس...

اگه این زندگی باشه

             اگه این سهمم از دنیاس

                                                      من از مُردَن هراسم نیس

یه حسی دارم این روزا

             که گاهی با خودم میگم

                                                     شاید مُردَم حواسم نیس...



نه اینکه تو نمی دونی

ولی این درد بی رحمه

یه چیزایی رو تو دنیا

فقط یک مرد می فهمه


تمام روز می خندم

تمام شب یکی دیگم

من از حالم به این مَردم

دروغای بدی میگم...


پ.ن:

من خوبم!


این روزا

اینو خیلی گوش میدم! نمیدونم چرا... (+)

من یه بی سوادم!... یه دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی هسته ای بی سواد!!!!

رئیس جمهور با اشاره به برخی انتقادات از توافق ژنو گفت: چرا فقط یک عده معدود کم سواد از جای خاص تغذیه می شوند باید از توافق ژنو حرف بزنند اما اساتید دانشگاه های ما خاموش اند و درباره این اتفاق بزرگ بین المللی حرف نمی‌زنند؟ چرا با مردم همراه نمی شوید؟*




بنده از همین جا و پشت همین تریبون اعلام میکنم:

با وجود تحصیل در رشته مهندسی شیمی صنایع نفت و پالایش در مقطع کارشناسی

با وجود تحصیل در رشته مهندسی هسته ای در مقطع کارشناسی ارشد!!!

با وجود سال ها کار تحقیقاتی و علمی در دانشگاه های این کشور

با وجود ارائه 5 مقاله خارجی(بخوانید آی اس آی! آن هم با ایمپکت نامبر 2.4) و چندین پروژه ی تحقیقاتی موفقیت آمیز دیگر

با وجود برگزیده شدن به عنوان پژوهشگر برتر استان در سال 90

با وجود برگزیده شدن به عنوان پژوهشگر برتر بسیجی

با وجود اپلای شدن و داشتن دعوت نامه ادامه تحصیل از چندین کشور دنیا (برای مثل دانشگاه کل گری کانادا ، دانشگاه یو ام و یو تی ام و یو کی ام مالزی ، دانشگاه ملی استرالیا و....)

با وجود شرکت در بیش از 10 دوره آموزشی علمی در سطح ملی و بین المللی

با وجود طراحی چندین مجموعه پژوهشگاهی و مدیریت آنها

با وجود فعالیت شغلی در منطقه ویژه عملیاتی پارس جنوبی

با وجود بیش از سه سال سابقه تدریس در مقاطع مختلف دانشگاهی و دبیرستانی

با وجود هدایت حلقه های پژوهشی و علمی در پژوهشسراهای دانشجویی و دانشگاهی

و..... (هزار تا چیز دیگه!)


اعلام میدارم بنده کاملن بی صواطم.

میفهمی؟!

بی صواط!!!!


+

واقعن جا داره بخاطر این همه بی احترامی به مردم و فرهیختگان جامعه توسط رئیس دولت راستگویان و بقیه همکاراشون آدم 10 روز روزه سکوت بگیره!

ولی خب به همین اکتفا میکنیم:

روحااااااااااااااااانیییییییییی موچکریییییییییییییییییم (تازگیا این یه جور فوشه! مواظب باشید کسی بهتون نگه!)



*
اجلاس روسای دانشگاه ها و مدیران پارک های علم و فناوری

قهرمان!

بخند بخند اقای قهرمان دیپلماسی ایران....
خود گویی و خود خندی ! عجب مرد هنرمندی!!!
خودت میگی! خودت انجام میدی! خودتونم به خودتون لقب قهرمان دیپلماسی میدید.

خوب شد معنی قهرمان رو فهمیدیم تا حالا فکر میکردیم به افرادی که یه کار فوق العاده و از روی شجاعت انجام داده باشند میگن قهرمان.....


دوستان از این به بعد به کسی نگید قهرمان چون معنی زشتی میده....

+

دلم میخواد برای یه بار هم که شده تو عمرم این طوری که آقای ظریف میخندن بخندم!



پ.ن:

منبع: فیس بوک-صفحه خانم عظیمی

گریه نکن عزیزم...



+من متاثر نشدم!
چرا؟؟!!


+
ناز از تو و نیاز و تمنا بروی چشم
منت کشی ز یوسف زهرا بروی چشم

گفتی گناه نکن به خدا سعی میکنم
قدری دگر نما تو تحمل(مدارا) بروی چشم

سی سالگی...

سر قبر نشسته بودم …

باران می آمد. روی سنگ قبر نوشته بود: شهید مصطفی احمدی روشن ….

از خواب پریدم.

مصطفی ازم خواستگاری کرده بود، ولی هنوز عقد نکرده بودیم.

بعد از ازدواج خوابم را برایش تعریف کردم.

زد به خنده و شوخی گفت : بادمجون بم آفت نداره…

ولی یه بار خیلی جدی ازش پرسیدم که :کی شهید می شی مصطفی؟

مکث نکرد، گفت : سی-سالگی …

باران می بارید شبی که خاکش می کردیم…

(جوان انقلابی)

.

javanenghelabi - ahmadi roushan 4

پ.ن:

مردم از روز مرگشان بی خبرند

و من هنوز

از روز تولدم...


+

خدایا

پنج سال دیگه بیشتر نمونده

تا سی سالگی...


مادر جان یا فاطمه

شما یه سفارشی بفرمایید...

شکنجه

به جون م.ه(پسر بابایی!) قسم من این صحنه رو با همین چشام از نزدیک دیدم!

خون بیننده به گردن خودشه!

گفته باشم!

+18

(اصل قضیه در ادامه مطلب...)



پ.ن:

این روزا حال همین بنده خدای زبون بسته رو دارم!


پ.ن2:

بنابر درخواستهای مکرر دوستان من باب توضیحات توافقنامه ژنو و بحثای فنی و نگارشی این توافقنامه بنده این کتاب رو خدمت دوستان معرفی میکنم که تا حدود زیادی پاسخ گوی دوستانه و میتونه نقاط ابهام رو مشخص کنه.

خواهش میکنم حتمن مطالعه بفرمایید.(زیاد نیس!کلن صدو خورده ای صفحس!)

نقد و بررسی متن توافقنامه ژنو

راستی مطالب این کتاب توسط دوستان در حال پوستر شدنه(سیر نمایشگاهی) که توی دهه فجر رونمایی بشه. خلاصه اینکه دوستان خیلی میتونن ازین فایل استفاده کنند. اگر جائیش باز هم براتون مبهم بود بفرمایید تا حقیر توضیح بدم خدمتتون.

ادامه نوشته

برام هیچ حسی شبیه تو نیست...


یک وقت هایی آدم باید خودکشی کند

نه اینکه تیغ بردارد و...


باید قید احساسش را بزند.


مخاطب خاص:

مَرد،

روی دیگری هم دارد...


پ.ن:

شعرهای این روزهایم را

برای هیچ کسی نمی خوانم.

حتا تو!

ودیگر هیچ!




بسته شدن اتصالات بین زنجیره های دو قلو برای تولید اورانیوم 20 درصد در نطنز (+)



پ.ن:
روحانی موچکریم...


+بزودی نظرات دوستان تایید میشه. شرمندم واقعن
یاعلی

کشفیات جدید!

با سلام

ویژه خواهران بزرگوار:

این یکی از کشفیات جدیده. به لطف خدا چند وقت پیش برای جناب رئیس... ببخشید همسر! مکرمه یکی ازین چادرا خریدیم.(چادر لبنانی مدل حسنا-شبیه همون چادرای قجری که یه چیزی شبیه دامن داره و روی کمر بسته میشه! عه خب چه میدونم! هی سوالای سخ سخ میپرسین. خودتون برید ببینید دیگه! والا... یه نمونه دیگش رو گذاشتم ادامه مطلب)

خلاصه هم ایشون خیلی راضی هستن تو دانشگاه و جاهای دیگه هم اینکه هرجا رفتیم هیئت و مهمونی و ... تقریبا همه نظر مثبت داشتن و غالبا آدرس میگرفتن و میرفتن تهیه میکردن.

بهرحال گفتیم خدمتتون عرض کنیم که اینا خیلی خوبه. به قول خانوما هم جم و جور کردنش راحته (من نمیفهمم مگه چادر سالن پذیراییه که جم و جورش میکنن!) هم خیلی پوشیدگیش خوبه و موقع کار و راه رفتن و باد و اینا مشکلی نداره، هم سبکه ، هم شیک و مجلسی(این اصطلاحم تازه یاد گرفتم. کی گفته آدم وقتی زن میگیره رشد علمیش داغون میشه؟! این نمونش! این رشد نیس عایا؟)

خواهران مکرمه میتونند از همین الان روی مخ همسر و در صورت عدم وجود، روی مخ پدر محترم کار کنند...


ویژه برادران عزیزتر از جان:

عاقا اگر این روزا دیدید که همسر یا خواهرتون هی اصرار دارند که بریم مسجد رضوی سخنرانی آقای معمار خیلی حواستون جمع باشه!

هرچند سخنرانی آقای معمار خیلی خوبه ولی ممکنه توطئه ای پشت این قضیه باشه! از ما گفتن بود. نگید نگفتیا!

یه جایی هست تو خ هست بهشت، خ ملک، کنار مسجد رضوی! آقا اینجا خعلی خطرناکه. خعلیا!

بنظرم اصن ازین خیابون رد نشید. اگرم خونتون اونجاس اصن خونتونو سریع عوض کنین. 


پ.ن:

حتی اگه به اندازه یه کلمه هم بتونیم تو ترویج حجاب کار کنیم و نکنیم جفا کردیم! همین.



مذاکره نوشت:

این روزا با خدا مشغول مذاکره ایم.

اتفاقن به توافقات سازنده ای هم رسیدیم و روند مذاکرات رو مثبت ارزیابی میکنیم. یه سری نقاط مبهمی تو حرفای ما و خدا هست که اونام داره برطرف میشه کم کم. بزودی توافقنامه ای که بهش رسیدیم رو منتشر میکنیم ولی فعلا مفاد توافقنامه محرمانس و حتی خودمم ازش خبر ندارم.

فعلا برای ارضای حس کنجکاوی دوستان به یکی از توافقات رسیده شده اشاره میکنیم:

با خدا به توافق رسیدیم که این خانومایی که ساپورت میپوشن تو خیابون رو اون دینا با شلوار کردی عذاب کنن. از اون ور مام تعهد کردیم دیگه به این بنده های خدا تو این دنیا نخندیم!!!


البته خداجان فرمودن که اون دنیا هرچی خواستین میتونین بهشون بخندین و این یعنی حق خندیدن ما رو به رسمیت شناختن.

پس همه با هم:

شلوارررر کردیییی موچکریییییییم

(با همون سوز دلی که روحانی موچکریم رو میگفتین باید بگینا! دلسوخته ها کجا نشستن امشب؟...)


ویژه همه:

آقا وقت ندارند! نمیفهمی؟

آقای علی جنتی، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی! در حالی که در مجلس ختم مادر یکی از چهره های سیاسی شرکت کرده بودند گفتند:

«وقت نداشتم به جشنواره عمار بروم.»

دقت کردید که چقدر وقت ایشون پر هست که، دقت کردید؟! (سیخونکچی)


اصن نمیشه آدم یه چی بنویسه تهش به این نرسه!میدونم همتون منتظرشید. پس دستا بالا! همه با هم:

روحااااااااااانی موچکریییییییییم

ادامه نوشته

قباحت و وقاحت و اصن همه چی!

آهای آقای صدای و سیما!

بله با شمام...

به خدا وقاحت هم حدی داره.

آخه به چه قیمتی؟

به قیمت سرگرم کردن چند تا آدم سه نقطه؟

برای اینکه مردم سرگرم بشن ماهواره نبینن؟

واقعن این وقاحت تا کی میخواد ادامه پیدا کنه؟

چرا هیشکی صداش در نمیاد آخه؟!!!

اصن دین و خدا و پیر و پیغمبر و اسلام و مملکت اسلامی و همه اینا هیچ!

بی احترامی و تمسخر شان و شخصیت و انسانیت بیننده تا کی؟!



شورشو در آوردن به خدا (آیکون یکی که اصن اعصاب مصاب نداره!!!)

چند شب پیش اتفاقی نگاهم به تلویزیون افتاد
شبکه سه-برنامه کلید!!!

تو این مسابقه یه آهنگ بسیار تندی رو پخش کردن و از یه آقا که با خانومش و فک و فامیلای ...اش اومده بود تو مسابقه میخواستن که آهنگ رو لب خونی کنه. اون آقا هم با وقاحت تموم جلوی دوربین شروع کرد به ادا اطوار در آوردن و دور زنش چرخیدن و کم کم شروع کرد به رقصیدن!

حضار تو استودیو هم مثه این عقده ای های تازه به دوران رسیده خودشون رو تکون میدادن و زن و مرد مسخره بازی در می آوردن و کف و سوت و....

آخر کار هم به خاطر این همه دلقک بازی به این خانواده موفق!!!! 800 هزار تومان از پول بیت المال جایزه دادن.

آهای آقایی که به اینا بودجه میدی. من یکی که راضی نیستم از حق بیت المال(که یک هفتاد و پنج میلیونیومش مال منه) به این دلقکای بی شخصیت بدی...

واقعن وقاحت هم حدی داره آخه...

عَح!
اعصاب آدمو قهوه ای میکنن ................................... (اینا فحش بود! دیدیم خونواده رد میشه خودمون فیلترش کردیم!)

تو پرانتز نوشت:
بخاطر این کلید! و بقیه کلید ها همه با هم:
روحااااااااااااااااااانی مووووووووووووچکریییییییییییییم

 
پ.ن:
با سلام خدمت همه دوستان
ببخشید که نظراتتون رو نرسیدم هنوز پاسخ بدم.(تخسیره امتحاناس...)
بزودی(اوایل هفته آینده هم خدمت همه دوستان میرسیم هم بزرگواریهاشون رو پاسخ میدیم)

یاعلی

امام رضا الهی من فدات شم...

تا سوز توسل از دل و جان آمد

بی  مهری آسمان به پایان آمد


دیدیم کلید رحمت حق اشک است

گریان رضا شدیم باران آمد*


پ.ن1: ایام شهادت امام رئوف تسلیت

خصوصا به بچه های امام جواد(ع)


پ.ن2:

إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ...

نی نی ما قبل از اینکه بیاد پیش ما رفت پیش خدا.

اینم یکی از نشونه های لطف خداست.

خدارو هزار مرتبه شکر

اللهم لک الحمد... حمد الشاکرین...


خدارو شکر هنوز سایه ارباب روی سرمون هست.

پس هنوز زندگی ادامه داره...

تا وقتی حضرت اباعبدالله(ع) هست هیچ مشکلی وجود نداره.


+

روزای سختی رو دارم میگذرونم

اگر امکانش هست برای این برادر کوچیکتون دعا کنید

*شعر از دوست عزیزم آقای کاظم نیا

مناظره در دانشگاه اصفهان

للحق


مناظره حقیر و آقای دکتر رنجبر(علوم سیاسی)

با آقایان دکتر رضا خواه( علوم سیاسی) و دکتر میرخلیلی( علوم سیاسی)

با موضوع مذاکرات و توافقنامه ژنو





پ.ن:


کاش بجای نتیجه ی نظرسنجی ها
نظر شما مثبت بود اربابم...


خدایا تو شاهدی
آنچه از دستم بر آمد انجام دادم
...

+
آقای دلم
دنبال جایی میگردم که صدای غریبی ات را نشنوم

پیدا نمیکنم...

اتمام کار...





جمعه نوشت:(مخاطب خاص:خود خودم)

به شانه کشیدی غم سینه اش را
و یا چون بقیه تو سر بار یاری؟!!!


پ.ن:
سلام دوستان و بزرگواران

توی این خاطره کوچیک بنده ی حقیر یه دنیا درس گرفتم!
چندین روز حالم رو دگرگون کرده بود....

دعا کنید به حق حضرت اباعبدالله(ع) که قیام برای الله رو در این عالم تمام کرد ، ما هم لیاقت داشته باشیم کارمون رو تموم کنیم...

یاعلی


+
دیر جواب دادن و سر نزدن به دوستان رو بذارید پای مخابرات محترم که نت مارو یک هفته اس قطع کردن.
جبران میکنیم ان شاالله

دعامون بفرمایید.
 

دیگر برایم لشکری باقی نمانده

للحق
به بهانه اربعین ارباب
امید که شاهی گاهی نگاهی...

در جام سرخم ساغری باقی نمانده

جز ناله ی غم پروری باقی نمانده


در آسمان تیره ی شبهایم انگار

سوسوی نور اختری باقی نمانده


از آن همه شعر و غزل های پر از غم

اینجا به غیر از دفتری باقی مانده


نامش رسید و شعر را آتش کشید و

از دفترم خاکستری باقی نمانده


خورشید تاریک و زمین لرزان و بی تاب

انگار اصلا محشری باقی نمانده


از آن همه تکبیر و غوغا و هیاهو

جز ناله های مادری باقی نمانده


در این بیابان پر از دشمن پناهی

جز خیمه ی شعله وری باقی نمانده


در گوش های دخترانت گوشواره

در دست تو انگشتری باقی نمانده


زخم گلوی کودکان دیگر مهم نیست

آخر یل آب آوری باقی نمانده


از تیرهای حرمله بر روی جسمش

فهمیده بودم اصغری باقی نمانده


جای رقیه شانه هایش بود اما

در این بیابان دختری باقی نمانده


ای غیرت الله حرم برخیز از جای

بعد از تو دیگر معجری باقی نمانده


باز التماست میکنم عباس... برخیز

دیگر برایم لشکری باقی نمانده


...


+

اربعین قرار بود پیاده کربلا باشیم....

حجم این همه حسرت و دلتنگی را

فقط خودش میداند و بس!


پ.ن:

از دوستان عذرخواهی میکنم که هنوز نتونستم نظرات پستهای قبل رو پاسخ بدم و تایید کنم.

بزودی ان شاالله

برای این برادرتون دعا کنید

البته ازین دعاها:

اللهم عجل لولیک الفرج و....

پاسخ آیت الله مکارم به سوال فیس بوکی زیباکلام

للحق

سلام بر دوستان

چند روز پیش یه نامه ای رو خوندم تو صفحه ی آقای زیبا کلام که با لحن تمسخر آمیزی(البته به نظر حقیر) از آیت الله مکارم درمورد فیس بوک استفتا کرده بود و یه سری تیکه های خاصی هم تو نامش انداخته بود.



بتازگی آیت الله مکارم جواب ایشون رو دادند(بنظرم بزرگواری کردند که صادق زیبا کلام رو جزو انسان ها در نظر گرفتن و جوابش رو دادن.)


جوابیه ایشون و نامه زیبا کلام رو در ادامه مطلب گذاشتم برای تنویر دوستانی که جویای حقیقتند:


برای فرج حضرت صاحب صلوات

یاعلی

ادامه نوشته

امان از خوش خیالی!



یه نکته:
للحق

سلام

آقا خیلی از دوستان درمورد سوخت 20 درصد سوال فرمودن
خیلی خیلی خیلی خلاصه بگم خدمتتون
تنها راکتوری که با سوخت 20 درصد کار میکنه راکتور تهرانه و این راکتور یه راکتور قدرت نیست بلکه یه راکتور آزمایشگاهیه و تو بسیاری از پروژه های تحقیقاتی داخل کشور بسیار بسیار حیاتی و حساس.
مثلا اکثر رادیو داروها و داروهای ضد سرطان جدیدی که توسط شرکت های داخلی تولید میشه یه جورایی وابسته به این راکتوره.

خدمت اون دوستانی که میگفتن با این توافقنامه تحریم دارو برداشته میشه باید عرض کنم که اون داروهای حساسی که خودمون تولید میکردیم هم هوتوتو...سابیدن به الک...!

با این حال
میخوام خواهش کنم همه از هویدای دل ناله بزنین:

روحانی موچکریم...


پ.ن:
فک نکنید بخاطر این تحریمای جدید خوشالما!
حسابی داغونم.
فقط امیدوارم درس بگیرن دوستانی که نه نگاهی به تاریخ گذشته میکنن و نه آینده رو میتونن ببینن.

باشد که اهل تفکر شویم.

یاعلی

کیوکوشین کاراته

دلم تنگ شده

واسه تاتمی ها و در دیوار باشگاه

واسه همه بچه های باشگاه

واسه تک تک لحظه هاش

واسه شرشر عرق ریختن

واسه بدن کبود و درب و داغون

واسه شب از درد نخوابیدن

واسه لنگ لنگ راه رفتن

واسه زانو بند و باند کشی و پیروکسیکام

واسه نیم ساعت دویدن و گرم کردن

واسه تمرین تکنیک

واسه کاتای شماره بالا

واسه یه مبارزه ی جانانه

واسه کایتن زدن و نقش زمین شدن

واسه بند اومدن نفس حریف بخاطر یه شیتای ناگهانی

واسه ناک اوت کردن حریف با یه ضربه

واسه خونریزی داخلی عضله پا! بر اثر شدت ضربه

واسه آزمون کمربند و گرفتن حکم کمربند جدید و شیرینی!

واسه این دعا(یارب قو علی خدمتک جوارحی...)

واسه دست دادنا و ادای احترامای آخر باشگاه

واسه صلوات برای سلامتی پیش کسوتا

واسه خسته و کوفته برگشتن از باشگاه

واسه شی هان حاجی آبادی و لبخند و نگاه مهربونش بعد از فایت



دلم براشون خیلی تنگ شده
خیلی...

ادامه نوشته

جلسه شبکه جبهه فرهنگی انقلاب

للحق

ماموریت دو روزه من و آقا مهدی در تهران:


صبح پنج شنبه ساعت 5 صبح رسیدیم تهران! چهار نفر بودیم! بماند که شب تا صبح تو اتوبوس مشغول بحثای سیاسی بودیم و کلا دو ساعت بیشتر نخوابیدیم. تا ساعت حدود 6 تو خیابونای تهرون ویلون و سیلون بودیم تا محل اسکانمون رو پیدا کنیم...

سر در 50 تومنی تو هوای تاریک صبح یه جلوه دیگه داشت!

داشتیم از سرما میمردیم که یهو یه کورسوی امید پیدا شد و یکی از رفقا داد زد: عه! بچااااا نون بر بریییییی...

(دیگه بقیشو خودتون تصور کنین دیگه! همشو که من نباید بگم)

خلاصه رسیدیم به محل اسکان و نماز صبح و دربدر در جستجوی پتو...

آخرش هم یه پتو پیدا کردیم که فک کنم مال خود حاج ابراهیم همت بود! خلاصه از اون جایی که میدونستیم برنامه همیشه با یک ساعت تاخیر شروع میشه تا راس ساعت 9 خواب تشریف بردیم و بعدش هم مثه آقاها رفتیم ساختمون حزب جمهوری(محل شهادت شهید بهشتی)

بقیه در ادامه مطلب (اتلاف وقت خواننده هنگام خوندن این متن بر عهده ی شخص خودش است)


پ.ن:

دقت کردین؟!

بین درس خوندن و نمره آوردن هیچ ارتباط منطقی و عقلانی وجود نداره!

من که اینجوری ام.

هر چی کمتر میخونم نمرم بهتر میشه...


شمام امتحان کنین.


ادامه نوشته

امتحان.... و ما ادراک امتحان...

سلام

واقعن از کسی که تو مدت یه هفته سه تا امتحان خفن داره چه انتظاری هست آیا؟!



ینی اینجوریم الان!!!

پ.ن:
بدترین حالت امتحان میدونین چیه؟
یه هفته تموم شب و روز بخونی و خودت رو برای سخت ترین امتحان آماده کنی و همه نکات و سوالای مهم درسو (هر سوال بعضا 4 صفحه و نیم جواب داره!) بلد باشی و...

استاد بیاد از مزخرف ترین و ساده ترین مسایل(مثلا تعریف تِرن آور افیشنسی) سوال بده!
کی باورش میشه آخه تو امتحان میان ترم طراحی راکتور پیشرفته! اونم دکتر شمس!!! سوال تعریفی بدن؟!

آخه یکی نیس بگه استاد محترم!
یا هر سال سخت بگیر جون مادرت یا هر سال آسون!
این چه وضعشه آخه؟!
آخه من این دردو کجای دلم بذارم الان.......



کمی خنده نوشت:
به دخترعموم که ۵ سالشه میگم :دخترا موشن مثه خرگوشن!
میگه :پَ نه پَ همه مثل شما پسرا گاو گوساله ایم!
اصلا یه وضعی شده به خدا!

این ف*ی*س ب*و*ک لعنتی...

سلام


بالاخره بعد از یه عمر ، سر پیری پای مارو واز کردن به ف*یس بوک.

خیلی قضیه جالب بود!

بعد از ثبت عضویت ، ف*یس بوک محترم یه لیست کامل از هرچی دختر چادری و موسسه های فرهنگی مذهبی و پسرای ریش دار بود به عنوان فرند به بنده پیشنهاد دادن...


اولش یه ذره تعجب کردیم. بعد که از دوستان متخصص پرسیدیم گفتن با همون ایملی که دادید همه اطلاعاتتون رو درآوردن. ینی از ایمیل بند هتمام تعاملات من با دیگران رو فهمیدند و شخصیت و علایق من رو هم شناسایی کردن و بر اساس همون بارم برنامه ریختن.

بگذریم...

رفتار اهالی اونجا برام خیلی عجیب بود.

کافیه کوچکترین امر به معروفی بکنی و یا مثلا با لحن خیلی دوستانه به کسی که به مقدساتت توهین میکنه یه کلمه انتقاد کنی و بحث علمی....

به فاصله ان ثانیه شونصد نفر میان فحشت میدن و فحشای همدیگه رو لایک میکنن و ازین قرطی بازیا...

خلاصه رفتار شناسی اهالی اونجا هم عالمی داره برا خودش.

کسی اگر صفحه مفید و خوبی اونجا سراغ داره معرفی کنه لدفن.

(با این ایمیل اونجا ساکنم: ar.hdr68@gmail.com)


پ.ن:

برای ورودم به اونجا دلیل دارم.

از ف*یل تر شکن هم استفاده نمیکنم!

ان شاالله نتایج کشفیاتم رو اینجا مینویسم.

آدم اونجا اصن راحت نیس!

انگار وسط خیابون آدم داره لباس عوض میکنه.


یاعلی

مستر پرزیدنت...

 


حقوقدانی که کاش سرهنگ می بود...


پ.ن:

آقای پرزیدنت...

به خدا انتخابات تموم شد و شما برنده شدی.

بیدار شو ترو خدا...

فکر ما که نیستی! حداقل فکر خودت باش...

عمق درد من...

کلاس چرخه سوخت هسته ای...

درس این هفتمون غنی سازی اورانیوم بالاتر از 5 درصد بود!!!!!!!

سر کلاس نرفتم!!!


پ.ن:

چه غم وقتی جهان از عشق نام تازه می گیرد
از این بی آبرویی، نام ما آوازه می گیرد

من از خوش باوری در پیله ی خود فکر می کردم
خدا دارد فقط صبر مرا اندازه می گیرد

پاسخ به 5 سوال کلیدی درباره همه آنچه که در ژنو گذشت

از داد و ستد «نامتوازن» در گام اول تا پیام رهبر انقلاب به روحانی و چرایی خشم صهیونیست ها از توافقنامه/ ما هم از ظریف و روحانی متشکریم

این مطلب کمی طولانی است اما پاسخی است به همه اما و اگرها و سوالات مختلفی که این روزها درباره توافق ژنو مطرح است، به همین علت نیز کمی با تاخیر منتشر شد. از همه عزیزانی هم که مخالف بخش یا بخشهایی از این مطلب هستند و می خواهند انتقادشان را مطرح کنند، خواهش میکنم «بدون هیچ پیش قضاوتی» یکبار متن کامل را مطالعه کنند:


متن کامل در ادامه مطلب...

پ.ن:

با سلام

در جواب همه صحبتهای دوستان چه اونهایی که متوجه منظور حقیر شدند چه اونهایی که هنوز از پیروزی عظیم دولت راستگویان خوشحالند میخوام فقط و فقط خواهش کنم مطالعه کنند.

همین.


در آینده ان شالله در مورد راکتور آب سنگین اراک تو ضیحاتی میدم خدمتتون که متوجه بشید چه پیروزی عظیمی با جلوگیری از فعالیت این واحد نصیبمون شده.

یاعلی

ادامه نوشته

دولت راستگویان!!!



http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24450/C/13920820_3624450.jpgبسم‌ الله الرحمن الرحیم
محضر مبارك رهبر معظم انقلاب اسلامی
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دامت بركاته
باسلام و تحیات وافره،
خدای بزرگ را سپاس می‌گویم كه در نخستین ماه‌های شروع كار دولت تدبیر و امید، فرزندان انقلابی شما توانستند در مذاكراتی دشوار و پیچیده، حقانیت ملت ایران در فعالیت‌های هسته‌ای را در صحنه بین‌المللی اثبات كنند و گام نخست را به گونه‌ای پیش برند كه حقوق هسته‌ای و حق غنی‌سازی ملت ایران مورد اذعان قدرتهای جهانی -كه سالها سعی بر انكار آن داشتند- قرار گیرد و راه برای گام‌های بلند بعدی در حراست از پیشرفت‌های فنی و اقتصادی كشور گشوده شود.
توفیق در این مذاكرات نشان داد كه می‌توان با رعایت همه اصول و خطوط قرمز نظام، با ارائه منطقی و مستدلِ مواضع ملت ایران و اتمام حجت برای افكار عمومی جهان، قدرتهای بزرگ را نیز به احترام به حقوق ملت ایران فراخواند و گام‌های بعدی را نیز در مسیر حل و فصل نهایی اختلافات با استحكام برداشت.
بی‌شك این موفقیت، حاصل عنایات حق و رهنمودهای رهبری عالیقدر نظام و حمایت بی‌دریغ ملت ایران بوده است و توفیق نهایی نیز دراین مسیر در گرو تداوم ارشادات جنابعالی و حمایت و یاری مردم شریف و صبور ایران خواهد بود.
دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناخته‌شدن حقوق هسته‌ای ایران و حراست از دستاوردهای هسته‌ای فرزندان این مرز و بوم بوده است و در كنار آن با توقف روند تحریم‌های ظالمانه، بخشی از فشارهای غیرقانونی در تحریم‌های یك‌جانبه برداشته و فروپاشی سازمان تحریم آغاز شده است. درنتیجه این ابتكار ایران اسلامی و استقامت ملت بزرگ ایران، قدرتهای بزرگ به این نتیجه رسیدند كه تحریم و فشار، راه به جایی نخواهد برد و همان‌گونه كه ایران از آغاز اعلام كرده بود، برای كسب توافق، راهی جز احترام متقابل و مذاكره عزتمندانه وجود ندارد، موضوعی كه متأسفانه طرف مقابل با تأخیر به درك آن رسید. بی‌تردید حصول این توافق، به نفع همه كشورهای منطقه و صلح و پیشرفت جهانی در راستای رویكرد برد-برد خواهد بود.
اینجانب با تبریك این توفیق الهی به حضور رهبری معظم انقلاب، از هدایت و حمایت جنابعالی سپاسگزارم و با تقدیر و تشكر از پشتیبانی‌های بی‌شائبه ملت بزرگ ایران و گرامیداشت یاد شهیدان هسته‌ای، عهد خالصانه این دولت را در خدمت به این ملت قدرشناس تجدید می‌كنم و استمرار دعای خیر جنابعالی و آحاد ملت را مسئلت دارم.
حسن روحانی
۳ آذر ۹۲

بسمه تعالی
جناب آقای رئیس‌جمهور
دستیابی به آنچه مرقوم داشته‌اید در خور تقدیر و تشكر از هیئت مذاكرات هسته‌ئی و دیگر دست‌اندركاران است و میتواند پایه‌ی اقدامات هوشمندانه‌ی بعدی قرار گیرد. بی‌شك فضل الهی و دعا و پشتیبانی ملت ایران عامل این موفقیت بوده و در آینده نیز خواهد بود ان‌شاءالله. ایستادگی در برابر زیاده‌خواهیها همواره باید شاخص خطّ مستقیم حركت مسئولان این بخش باشد، و چنین خواهد بود ان‌شاء الله.
سیّد علی خامنه‌ای
۳ آذر ۹۲





و باز هم این پیروزی عظییییییییییم رو به مردم تبریک می گوییم!!!


پ.ن:
خواهش میکنم از دوستان عزیز قبل از هر گونه توهین و افترا و ننه من غریبم بازی و سینه چاکی برای این جمعیت کلید دار و کلید ساز و .... یه بار اصل متن مذاکره رو(انگلیسی یا فارسی) بخونند.

واقعن موندم صدا و سیمای... ما الان دقیقا برای چی خوشحاله؟!

ترو خدا اگر کسی فهمید این موفقیت بزرگ که اینا میگن چیه به منم بگه. واقعن ازتون خواهش کردم.


ادامه مطلب اصل متن رو گذاشتم برای مطالعه اونها که نمیخوان سیب زمینی باشن!

رفقیم میگفت تا امروز تحریم بودیم. از امروز هم تحریم هم تحقیر... گل گفت به خدا!

دلم خونه. خون.
میفهمی یعنی چی؟!!!
نه به خدا...
هیشکی نمیتونه حالمو بفهمه!
هیشکی...
هیشکی جز تو  استاد...
هیشکی جز تو آقا مصطفی...
خوش بحالت که نیستی ببینی...


دلم میخواد تو بغلت زار زار گریه کنم....

ادامه نوشته

محرم خود را چگونه گذراندید؟!

سلام

عزاداری های همه دوستان قبول ان شاالله.

ان شاالله خدا روز به روز نه! لحظه به لحظه غم و اشک و سوز دلمون رو برای حضرت ارباب بیشتر کنه.


مقدمه نوشت:

از استادی پرسیدند از کجا بفهمیم عزاداریهامون و نوکریهامون قبول درگاه ارباب شده؟

فرمودند:

ببینید وقتی عزاداریتون تموم شد، نوکریتون تموم شد، حسابی اشک ریختید آیا تغییری تو روحیه و اخلاق و زندگیتون ایجاد شده؟

اگه زندگیتون تغییر کرده بود(هرچند کوچیک) بدونید عزاداریهاتون قبول شده!

حرف حساب نوشت:

ارباب کریمه؟ درست!

به همه لطف میکنه؟ درست!

براش خوب و بد فرق نداره و همه رو میخره؟ درست!

آبروی کسی رو نمیبره؟درست!

به دشمنش هم دلسوزی و مهربونی داره؟ درست!

گناهامو به روم نمیاره؟ درست!


ولی پس من چی؟!!!

اگه پس فردا روز قیامت ارباب جلوی مادر سادات یه نیگاه اونجوری بهم بکنه که فلانی تو که.......

چی جواب بدم؟!

جهنمی بدتر از این هست آیا؟!


تصمیم نوشت:

شنیدم روز تاسوعا حضرت ارباب عزیز ترین کسش رو فرستاد که جلوی لشکر رو بگیره و ازشون یه شب دیگه فرصت بخواد!

فکرشو بکنین! منی که یه آدم معمولی هستم حاضر نیستم حتی از رفیق خودم یه خواهش کوچیک بکنم چه برسه به دشمنم!

حالا ببینید قضیه چقدر باید فورس ماژور و حیاتی باشه که ارباب عالم بخاطرش از پست ترین های عالم فرصت بخواد!

هرچند میدونم همه میدونیم ولی تکرار این مسئله محرم امسال من رو نسبت به همه سال ها تغییر داد.

حضرت فرمودن برای چهارتا چیز فرصت بگیر (ینی رفیقا این چارتا چیز عشق امام بوده. خیلی برای امام مهم بوده که حاضر شدن بخاطرش از غیرت الله حرم یعنی عباس بخوان که به دشمن رو بزنه!):

1-نماز

2-تلاوت قرآن

3-استغفار

4-دعا


بنابراین این حقیر کمترین شب عاشورای امسال تصمیم گرفتم برنامه زندگیم رو تغییر بدم و این کارهایی که برای اربابم اینقدر مهمه رو به عشق خودش انجام بدم. پس به لطف حضرت حق و نگاه مهربون ارباب زین پس:

1-نمازها اول وقت. ترجیها یک وعده نماز جماعت در مسجد.(در صورت امکان به همراه خانواده)

2-تلاوت قرآن به همراه ترجمه و حداقل روزی یه صفحه تفسیر مبین.

3-بعد از هر کار ذکر شریف استغفرالله ربی و اتوب و الیه... تلاش دائم برای گناه نکردن.

4-دعا و چه دعایی بهتر از ذکر شریف صلوات و این دعا:

اللهم الرزقنا زیارة الحسین

و شهادة فی سبیل الحسین

و شفاعة الحسین

بحق ام الحسین...

5-به دستور استاد عزیزم تا اربعین هر شب زیارت عاشورا


هیئت ما

+

هیئتی که زندگیمو تغییر نده هیئت نیست!

نوکری که شبیه اربابش نشه نوکر نیست!

زندگی ای که حسینی نشه زندگی نیست!

ختم کلام.

مسابقه ي بوسه بر گلو

 انگار آتشيست در آواي هر گلو

وقتي كه باز ميشكند بغض در گلو


قصه شروع ميشود از چند واژه خون

يك طفل شيرخواره و تير سه پر... گلو



خندان نشست بر سر زانوش حرمله

وقتي كه ديد بي زره و بي سپر گلو


داغي در اين معامله تقسيم شد ولي

سهم پدر جگر شد و سهم پسر گلو


پيشي گرفت از لب بابا سه شعبه اي

در عرصه ي مسابقه ي بوسه بر گلو


آن تير نا نجيب رسيد و بريد و رفت

بر روي دست معجزه... شق القمر... گلو


بالا گرفت جام پر از خون دست را

برخواست بانگ هلهله از ناي هر گلو


قصه تمام نيست... شغالان بي حيا

فكر غنيمتند خدايا مگر گلو...؟


در پشت خيمه ها به زمين نيزه ميزنند

طاقت نمانده است ولي نيزه در گلو...

#

قصه به "سر" رسيد ولي رفت روي ني

چشمان مادري شده خيره بسوي ني


پ.ن:

باز کن از ساقه ی این تیر انگشتان خود

نیست همبازی تو... بیچاره ام کردی علی...


دیدید وقتی انگشتتون رو تو دست نوزاد میزارید چطوری محکم انگشتتون رو میگیره؟
الهی باب الحوائج حضرت علی اصغر(ع) همینطوری تا آخر عمر دستمون رو بگیره.

صلی الله علی الحسین و علی علی ابن الحسین...


اصغر ارباب ما از کل عالم اکبر است.

پ.ن2:

لذت بخش ترین لحظه عمر شاعر

لحظه ایه که شعراش رو تو هیئت اربابش

همونجایی که مادرش فاطمه زهرا(س) نشسته و ناله میزنه

بخونن و گریه کنای ارباب پابه پای کلماتش گریه کنند...

خداروشکر که ارباب این لذت رو به منه روسیاه هم چشوند.


+

حضرت ارباب

ببخش که از ما بیش از این بر نمی آید

ببخش که این کلمات

یارای به دوش کشیدن بار غمت را ندارد...

خدا نوشت...


نام تو را به عالم بالا خدا نوشت
بالا تر از مقام همه انبیا نوشت


از آن زمان که خلقت عالم شروع شد
نام تو را امیر و ما را گدا نوشت


وقتی که دید خاک وجودم طلا شده
ذکر "حسین حسین" مرا کیمیا نوشت


تا بر جهان هلال محرم طلوع کرد
روی کتیبه های غمت هرکجا نوشت:



(باز این چه شورش است که در خلق  عالم است)

بعد از تو بر جریده ی عالم عزا نوشت


روزی رسید در دل گودال غرق خون
تن را جدا نوشت و سر را جدا نوشت


وقتی تنت به روی زمین پاره پاره شد
جای کفن برای تنت بوریا نوشت 


+

امید که مقبول درگاه ارباب باشد


خدارو شکر زنده به محرم رسیدیم.

دعاگوی همه دوستان هستیم.

دوستان دعا برای فرج یادتون نره

یاعلی

العبد




ارباب جان
محرمت هم داره میاد خداروشکر
فقط یه خواهش:

مارو عبد خودت کن عزیزم...


+
سلام بر همه دوستان عزیز
به مناسبت نزدیک شدن به ایام محرم لطف ارباب شامل حالمون شد و با نظر عنایت خودشون مشغول کار کردن روی اشعار و سبک های محرم امسال شدیم با جمعی از دوستان.
لذا کمبود وقت این حقیر رو در پاسخ به الطاف شما عزیزان و خوندن مطالب خوبتون ببخشید پیشاپیش.

اگر از دوستان کسی شعری داره یا شعر زیبایی خونده که بنظرش خوبه که تو هیئت خونده بشه و مردم استفاده کنن ممنون میشم به دست حقیر برسونه.

امیدوارم خداوند متعال رزق اشک و آه و ناله و از همه مهمتر معرفتمون رو تو این محرم بینهایت کنه.
خدا روزی همتون کربلا کنه اربعین ان شاالله.

و خدا گفت الست بربکم؟
همه گفتند: بلی...
و ما گفتیم: کرب و بلی...

اللهم الرزقنا...

یاعلی